در درون کوسه

ماجرای سفر جغد دانا به داخل معده کوسه ،لازم به ذکر است این اتفاق به خاطر بلعیده شدن جناب جغد توسط کوسه به وقوع پیوسته است .

جغد : سلام دوستان من جدیدم میشه یکی منو راهنمایی کنه ؟

بچه اسب : هی رفیق این جا چی کار میکنی  ؟ کی اومدی ؟

جغد : من تازه واردم  جایی هم ندارم که برم ، موندم با این همه ساک و چمدون چی کار کنم ؟

بچه اسب : رفیق تو باید بری خیابون پستانداران کوچه پرندگان . بعد که به اون جا رسیدی بپرس خونه کاسکو کجاست بهت می گن .

جغد : حالا چرا کاسکو ؟ مگه کاسکو کیه ؟

بچه اسب : مگه تونمی دونی اون تنها مشاور املاک اون محله ست . تمام خونه های اون منطقه رو هم اون معامله می کنه ، در ضمن مواظب باش سرت یه کلای بزرگ نذاره  .

جغد : باشه رفیق فقط میشه یه شماره تلفن به من بدی شاید گم شدم یا اتفاقی برام افتاد .

بچه اسب : یادداشت کن 09120000000

جغد : به به خط دائمی هم که داری ما که اون ور آب بودیم ایرانسل داشتیم ولی شما ؟

بچه اسب : چه میشه کرد این تنها یادگاری از مرحوم پدرمه . در ضمن مواظب خودت باش این جا بز دزد زیاد داره .

جغد : چی دزد ؟ مگه این جا دزد داره ؟

بچه اسب : آره بابا چی فکر کردی ؟ این بز ها موقعی که اومدن تو این منطقه دیدن دیگه مامانشون نیست که برای اقساط بانکی شون جیبش بزنن ، رفتن تو کار خلاف و دزدی .

جغد : در هر صورت ممنون از راهنماییت . با این حرف هایی که این از دزد ها زد بهتره یه بانک پیدا کنم پولام رو بزارم توش تا موقعی که یه جای امن باشه . الو ،الو ببخشید 118 .

- بله بفرمایید  .

جغد : ببخشید خانم شماره یه بانک معتبر رومی خوام .

                                                                              - ما این جابانک زیاد داریم دولتی می خواین یا خصوصی ؟

جغد : وا خانم مگه این جا هم بانک خصوصی داره ؟

-بله آقا دولتی هاش زیر نظر شخص آقای کوسه کار می کنه خصوصی هاش هم که مثل لوبیا های مزرعه مش گوزن همه جا هست

جغد : خوب حالا یکی از همون دولتی هاش رو بگین .

-معتبر ترینش بانک اقتصاد کوسه است لطفا یادداشت فرمایید : پانصدو پنجاه و پنج پنجاه و پنج پنج ، آدرسش هم  خیابان استقلال روده بزرگ از روده کوچیک کوسه  جنب رستوران خاله سوسکه .

جغد : ممنون خانم . تاکسی تاکسی ........

-بله آقا کجا می رین ؟

جغد : می رم بانک اقتصاد کوسه

-جلو بشینی 5 تومن عقب 4900 .

جغد : همون جلو میشینم . شما ها دیگه کی هستید ؟

-رسیدیم آقا .

جغد : به به عجب بانکی باز هم به همین کوسه تو عکس هایی که پسر عمو از معده نهنگ برام ایمیل زد یه دست فروش هم پیدا نمی شد که آدامس ازش بگیرن . حالا این جا رو ببین چه آباده ماشاالله بودجه زیاد دارن خدازیاد تر هم کنه .

-تعطیله تعطیله

جغد : یعنی چی که تعطیله ؟

-یعنی تعطیله همه دارن میرن عروسی مگه شما نمی یاین ؟

جغد : عروسی کی ؟

-عروسی شیر شیران ، پهلوان پهلوانان،  خرگوش خان دو دندونی .

جغد : آخه اون پهلوون پنبه هم شد آدم که این قدر ازش تعریف می کنین ؟

-وا خاک به سرت ناسلامتی اون شهردار این جاست ، ماکه رفتیم .

جغد : چه چاره ای ، همه دارن می رن من هم می رم بالاخره یه کیک و آبمیوه پیدا می شه که جلوم بذلرن تا یه نفسی تازه کنم .

بیست سال بعد ....................

آقای جغد و خانم خرگوش یا به عبارتی همون خواهر پهلوون پنبه خودمون در حال آماده شدن برای رفتن به سفری 80 روزه به جزایر زیبا و دیدنی لانگر هانز هستند و در همین لحظه فرزندان این دو تن یعنی زی زی گلو و آسی پاسی که با پارتی کلفت یعنی دایی خرگوش دندونی بورسیه شده بودند در خارج از کشور و در کبد کوسه  مشغول به فراگیری علم نجوم یا همان سنگ شناسی آسمان کیسه صفرای کوسه خان هستند .

قصه ما به سر رسید آقا جغدبه خونش نرسید !

م.قادری

/ 3 نظر / 9 بازدید
پريسا

خسته شدم.خيلي زياد بود بهتره از اين كمتر باشه و بايد گفت ( م.ق) كه در پايين نظر داده اند در حالت خواب الودگي به سر ميبرده اند

سمانه

بد نبود