بارون نادون!!!

 وقتی رسیدم از شدت بارون خیس بودم


برادرم گفت: "چرا یه چتر با خودت نمی بری" ؟


خواهرم گفت: "چرا منتظر نشدی تا بارون بند بیاد" ؟

بابا با عصبانیت گفت: فقط بعد از اینکه سرما خوردی می فهمی؟


اما مامانم همانطور که موهام رو خشک می کرد گفت:


بارون نادون...


این است مادر

/ 2 نظر / 14 بازدید
نیازراد

همه ی مادرای گل همین جورین[دست][گل]

نفس1

مرسی مامانا عشقمونید شما ها (یه ذره وزن داشتا نه؟)