شوفا‌ژ قلبها

سلام به وبلاگ ما خوشــــــــــــــــــــــــ آمدیـــــــــــــــــــــــــــــــــــد.با گرمای نظراتتان درجه شوفاژمان را افزایش دهید !!!!!و همچنین خوشحال میشویم که شما مطالبی را به ما معرفی کنید تا ما با استفاده از آن ها به زیبایی وبلاگمان بیفزاییم!

گرمای دستان او

پسرک گفت : " گاهی اوقات قاشق از دستم می افتد . "

پیرمرد گفت : " من هم همینطور . "

پسرک آرام نجوا  کرد : " من شلوارم را خیس می کنم . "

پیرمرد خندید و گفت : " من هم همینطور "

پسرک گفت : " من خیلی گریه می کنم ."

پیرمرد سری تکان داد و گفت : " من هم همینطور . "

اما بدتر از همه این است که...  پسرک ادامه داد:آدم بزرگ ها به من توجه نمی کنند

بعد پسرک گرمای دست چروکیده ای را حس کرد .

" می فهمم چه حسی داری  . . . می فهمم . "

 

[ ۱۳٩٠/٦/۱٤ ] [ ۱:٠٢ ‎ب.ظ ] [ sara & mahnoosh ] [ نظرات () ]