|
شوفاژ قلبها سلام به وبلاگ ما خوشــــــــــــــــــــــــ آمدیـــــــــــــــــــــــــــــــــــد.با گرمای نظراتتان درجه شوفاژمان را افزایش دهید !!!!!و همچنین خوشحال میشویم که شما مطالبی را به ما معرفی کنید تا ما با استفاده از آن ها به زیبایی وبلاگمان بیفزاییم! بسیاری از مردم کتاب ”شاهزاده کوچولو” اثر اگزوپری را می شناسند. اما شاید موضوع مطلب : داستان جالب / آموزنده یک پرستار استرالیایی اولین حسرت: کاش جراتاش حسرت دوم: کاش این قدر حسرت سوم: کاش شجاعتاش حسرت چهارم: کاش رابطههام حسرت پنجم: کاش شادتر میبودم موضوع مطلب : آموزنده چند ساعت پیش داشتم کتاب اخوان ثالث رو یه نگاهی میزدم چشمم به این شعر افتاد به نظرم خیلی قشنگ اومد گفتم واسه شما هم بذارم... هوا سرد است و برف آهسته بارد موضوع مطلب : آموزنده / داستان جالب مرد رفته گر آرزو داشت برای یکبار هم که شده موقع شام با تمامی خانواده اش دور سفره کوچکشان باشد و با هم غذا بخورند . او بیشتر وقت ها دیر به خانه میرسید و فرزندانش شامشان را خورده و همگی خوابیده بودند . هر شب از راه نرسیده به حمام کوچکی که در گوشه حیاط خانه بود میرفت و خستگی و عرق کار طاقت فرسای روزانه را از تن می شست . تنها هم سفره او همسرش بود که در جواب چون و چرای مرد رفته گر ، خستگی و مدرسه فردای بچه ها و اینجور چیزها را بهانه می کرد و همین بود که آرزوی او هنوز دست نیافتنی می نمود .
موضوع مطلب : داستان جالب / رمانتتیک / آموزنده ۱۳٩۱/۱/٢٦ :: ۱٢:٢٠ ق.ظ :: copy pasters:D : sara & mahnoosh
" کیوان شاهبداغی " موضوع مطلب : رمانتتیک / داستان جالب / آموزنده آرشيو وبلاگ مطالب اخير پيوندها
نويسندگان صفحات وبلاگ |